باور کن گلایه ای از تو نیست تو خوبتر از آنی که گلایه ای از تو باشد،گلایه از خودم و ویرانه های قلب خودم است که ذره ذره فرو می ریزند و اینک احساس می کنم جز ویرانه ای از من باقی نیست که اگر اندکی امید در من زنده شد به یمن قدم تو بود باور کن به جان تو سوگند از تو گلایه ای نیست اگر بگذاری و بگذری آمدنت درست به موقع بود...آمدنت مثل نزول پیامبر بر قومی از دست رفته درست به موقع بود....
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۴۷ ب.ظ توسط "ازیادرفته"
|
"روزهای بعد از تورا هرگز نخواهم شمرد تابگویم.... همین دیروز بود"