چشم هایت دریای ترین است چشم هایم برای تو اگر بخندی جشنی برای باز شدن شکوفه های گیلاس بر روی لبان زیبایت می گیرم هزاران لبخند تقدیم تو،گاه گاه در صدایت غم هست ،بغض هست ولی با همه ی دلتنگی اش اگر صدایت به گوشم نرسد نسترن ها زندگیشان را به طوفان خواهند سپرد نغمه ها و شعر ها وشادی ها از ذهنم پر می گیرند. اگر چشم هایت بارانی شود من نیز می گریم آسمان بغضش را،فریادش را فریاد می زند ،نمی دانم بی تو،به کدامین گذرگاه که بوی تورا دهد پناه برم تنها یادت هست،پس بدان،لبخندهایت،چشم هایت،گرمی دستهایت،داغی احساست در دلم جاودان است...