باید فراموشت کنم...
من می توانم می شود،آرام تلقین میکنم![]()
با عکسهای دیگری تا صبح صحبت می کنم![]()
با آن اتاق خویش را بیهوده تزیین می کنم![]()
سخت است اما می شود در نقش یک عاقل روم ![]()
شب نه دعایت می کنم نه صبح نفرین می کنم![]()
حالم نه اصلاٌ خوب نیست تا بعد بهتر می شود ![]()
فکری برای این دلِ تنهای غمگین می کنم![]()
من می پذیرم رفته ای و بر نمی گردی همین![]()
خود را برای درکِ این صد بار تحسین می کنم![]()
از جنب و جوش افتاده ام دیگر نمی گویم به خود![]()
وقتی عروسی می کند،آن می کنم این می کنم![]()
خوابم نمی آید ولی از ترس بیداری به زور![]()
با لطفِ قرصِ قَد نُقل یک خواب رنگین می کنم![]()
این دردِ زردِ بی کسی بر شانه جا خوش کرده است ![]()
از روی عادت دوستی با بار سنگین می کنم![]()
هر چه دعا کردم نشد شاید کسی آمین نگفت
حالا تقاضای دلی سرشار از آمین می کنم![]()
نه اسب،نه باران،نه مرد،تنهایم واین دائمی ست![]()
اسب حقیقت را خودم با این نشان زین می کنم ![]()
یا می برم،یا باز هم نقش شکستی تلخ را ![]()
در خاطرات سُرخ خود با رنج آذین می کنم![]()
حالا نه تو مالِ منی،نه خواستی سهمت شوم![]()
این مشکل من بود و هست در عشق گلچین می کنم![]()
کم کم ز یاد می روی این روزگار و رسم اوست
این جمله را با تلخی اش صدبار تضمین می کنم![]()