شرقي غمگين
ای شرقی غمگین "وقتی آفتاب تو رو دید
توی شهر بارونی عطر تو پیچید
شب راهشو گم کرد تو گیسوی تو گم شد
آفتاب آزادی از چشم تو خندید
ای شرقی غمگین
تو مثل کوه نوری
نذار خورشیدمون بمیره
ای شرقی غمگین
بازم خورشید در اومد
کبوتر آفتاب
روی بوم تو پر زد
بازار چشم تو پر از بوی بهار
بوی گل گندم تو رو به یادم میاره
ای شرقی غمگین زمستون پیش رومه
با من اگه باشی گل و بارون کدومه
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۶:۲ ب.ظ توسط "ازیادرفته"
|